پژوهش، مشاوره، نوآوری و ارائه آموزشهای کاربردی در زمینه توسعه رهبران کسبوکار
این مرکز یک مؤسسه پژوهشی تقاضامحور محسوب میشود که با دریافت مجوز از هیئت رئیسه دانشگاه تهران در تاریخ 28 اردیبهشت 1403، به عنوان الگوی جامع همکاری میان دانشگاه تهران (نماد آموزش عالی ایران) و گروه صنعتی گلرنگ (نماد یکی از پیشروترین گروههای صنعتی و فناور در ایران) پایهگذاری شده است. به این منظور، گروه صنعتی گلرنگ به عنوان حامی و تأمینکننده زمینههای رشد و یادگیری دانشجویان و مدیران جوان، بدون هیچ نوع منفعت مادّی به حمایت از این مرکز میپردازد. در عین حال، دانشگاه تهران تأمینکننده حقوق معنوی و شبکههای علمی این مؤسسه پژوهشی جوار صنعت است.
این مرکز در دورنمای خودش قصد دارد تا به ترویج طرز فکر برای ایجاد پنج شرکت برتر ایرانی در تراز جهانی بپردازد. شبکه سازی افقی رهبران و اندیشمندان حوزه رهبری در سطح بینالمللی و نیز ایجاد اعتماد به نفس در کسب وکارهای ایرانی برای حضور در صحنه بینالمللی، از جمله دستاوردهایی است که در دورنمای این مرکز قرار دارند.
مرکز توسعه رهبران کسب وکار استاد فضلی، مؤسسهای است که قابلیتهای رهبری را در مدیران کسبوکارها پرورش میدهد. ما ارتقای شایستگیهای رهبری را از طریق تمهید شرایط همافزایی خلاق در تیمهای کاری تضمین میکنیم و از این طریق اثربخشی در اجرای استراتژی را ارتقا میدهیم. ما برای پاسخگویی به نیازهای اساسی:
–انسانها: برای رهبری خویشتن در مسیر توسعه از طریق غلبه بر موانع شناختی و انعطافپذیری در رفتار
-کسبوکارها: برای ارتقای مشارکت نیروی انسانی در مواجهه انگیزهمند با چالشهای فردی و گروهی و سازمانی در جهان متلاطم امروزین
–جامعه: برای حضور یکایک افراد در تحرک اجتماعی و بسترسازی پرورش نسلی ممتاز و سررشتهدار تحول در جهان آینده به وجود آمدهایم.
دانشجویان که رضایت داشتند
50 دوره کسب و کار
کسب و کارهای تعدیف شده
10 دوره رهبری
دوره های رهبری
14 دوره فوق حرفه ای
دوره فوق حرفه ای



مدل یادگیری مرکز برگرفته از تئوری یادگیری دوحلقهای میباشد که توسط کریس آرجریس در دهه 1960 مطرح شد و پس از آن به شکل گستردهای در محیطهای آکادمیک و فضاهای گفتمانی تخصصی مورد استفاده قرار گرفته است. این تئوری بر این موضوع تمرکز دارد که چگونه سازمانها و افراد میتوانند از اشتباهات خود بیاموزند و به شیوهای مؤثرتر عمل کنند. در مدل یادگیری تکحلقهای، تمرکز بر روی اصلاح خطاها و بهبود عملکرد از طریق روشهای موجود است، در حالی که یادگیری دوحلقهای متمرکز بر تغییر مفروضات و باورها و سیاستهای بنیادی است که منجر به بروز مشکل شدهاند. یادگیری تکحلقهای به حل مشکل در چارچوب موجود میپردازد، در حالی که یادگیری دوحلقهای به زیرسؤال بردن چارچوب موجود و اصلاح آن تمایل دارد.
منطق اساسی خدمات و برنامههای مرکز، مبتنی بر یادگیری مداوم در سطح فردی، تیمی و سازمانی است. یادگیری به شکل یادگیری تکحلقهای (افزایش کارایی از طریق حل مسئله) و یادگیری دوحلقهای (بهبود اثربخشی از طریق تأمل و تدبر در اهداف و ارزشهای بنیادین) صورت میگیرد.